تبلیغات


تبلیغات

درج آگهی رایگان

راهبرد مدیریت دانش، سرمایه‌های فکری را جذب می‌کند

در دنیای کسب و کار امروزی که به‌شدت رقابتی است، دانش به‌عنوان یکی از ارکان اصلی رقابت‌پذیری کسب و کارها شناخته می‌شود. در این برهه زمانی تنها کسب‌وکارهایی موفق خواهند بود که بتوانند سرمایه‌های دانشی خود را به‌شکل پایداری در قالب فعالیت‌های عملیاتی مدیریت کنند. سرمایه‌های دانشی که قادر هستند سازمان‌ها را به‌سمت اهداف تعیین شده سوق داده و بالاترین بهره‌وری را در اختیار کسب‌وکارها قرار دهند.

اگر به ساختار داخلی سازمان‌ها در سال‌های اخیر نگاهی داشته باشیم، مشاهده می‌کنیم که سازمان‌ها پیوستن به روند دانش بنیانی را آغاز کرده‌اند. مفاهیم جدیدی همچون کاردانشی، دانش کار، مدیریت دانش و سازمان‌های دانشی حکایت از شدت گرفتن این روند دارند. پیتر دراکر در این باره گفته است: «این مفاهیم به‌ما اعلام می‌دارند در سازمان‌های جدید قدرت بازو جای خود را به قدرت ذهن داده است. به‌طوری که در آینده تنها جوامعی باید انتظار پیشرفت را داشته باشند که از دانش بیشتری برخوردار باشند.» اقتصاد دانش‌محور این پتانسیل را دارد تا یک کشور را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به شکوفایی برساند.

به‌طوری که اهمیت در اختیار داشتن دانش از منابع طبیعی مهم‌تر خواهد بود. اما سوال اصلی این است که مدیریت دانش چیست؟ مدیریت دانش به بهره‌وری و توسعه دارایی‌های دانشی یک سازمان در جهت نیل به اهداف تعیین شده در سازمان اشاره دارد. در این تعریف هم دانش عینی و هم دانش ضمنی لحاظ می‌شود. مدیریت دانش تمامی روندهای شناسایی، اشتراک و تولید دانش را در بر می‌گیرد. 

مطلب پیشنهادی پهبادی که بال می‌زند!

ترکیب یک پرنده و یک هواپیما منجر به ساخت یک پهباد می‌شود

پرساک داونپورگ در ارتباط با اهمیت مدیریت دانش گفته است: «سازمان‌های هوشمند و بزرگ به‌خوبی می‌دانند که دانش یک سرمایه سازمانی است و قوانین درون سازمانی باید به‌گونه‌ای تدوین پیدا کرده و توسعه یابند تا از تولید و به‌اشتراک‌گذاری دانش پشتیبانی کنند.» اگر به الگوهای مدیریتی شرکت‌هایی همچون گوگل یا اپل نگاهی داشته باشیم، به‌خوبی این جمله داونپورگ را در سیاست‌های داخلی این شرکت‌ها مشاهده می‌کنیم. همان‌گونه که در مقاله مغز مصنوعی پنهان اپل در شماره 185 مجله به آن اشاره کردم، اپل به بهترین شکل ممکن زیرساخت مناسب برای پیشرفت و به اشتراک‌گذاری دانش را درون سازمان خود مهیا کرده است. اما سوال اصلی این است که چگونه می‌توانیم به دانش موردنیاز دست پیدا کنیم تا در ادامه بتوانیم آن‌را مدیریت کنیم.

در جواب باید بگوییم انقلاب فناوری اطلاعات نه‌متنها منجر به شکل‌گیری جامعه اطلاعاتی و توسعه سریع فناوری‌های برتری شد که در نهایت تاثیر خود را بر الگوی رشد اقتصادی جهانی بر جای گذاشت، بلکه سلسله تحولات زنجیره‌واری را به‌وجود آورد که در نهایت دانش را به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه، جایگزین سرمایه‌های مالی و فیزیکی کرد. این تاثیرگذاری منجر به شکل‌گیری مفهومی به‌نام سرمایه فکری شد. برداشت‌ها و تعاریف مختلفی برای این مفهوم می‌توان ارائه کرد. به‌طور مثال، سرمایه فکری به دارایی‌ها و فاکتورهای تجاری و ضمنی یک سازمان اشاره دارد که تاثیر مهمی بر کارکرد و سایر معیارهای کلیدی موفقیت آن سازمان دارد. 

از سرمایه‌های فکری اغلب به‌نام دارایی‌های غیر ملموس یا ارزش‌های نهان یک سازمان یاد می‌شود. این سرمایه فکری یا همان دانش در دراز مدت ثروت‌آفرینی را برای یک سازمان رقم خواهند زد. جیا شان وانگ در این ارتباط گفته است: «در این بین سرمایه انسانی هسته اصلی و مرکزی سرمایه فکری به‌شمار رفته و نقش مهمی در ارزش‌آفرینی سازمان‌ها دارد.» حال که با مفهوم دانش و نحوه به‌دست آوردن آن آشنا شدید، باید بدانید دانش به‌عنوان یک منبع رقابت‌پذیر در سازمان‌ها شناخته می‌شود. در حالی که نقش دانش در پیشرفت سازمان‌ها کاملا مشهود است، با این وجود تنها تعداد محدودی از سازمان‌ها می‌توانند دانش را در مجموعه خود به‌درستی مدیریت کنند. گری اینکپن در این ارتباط گفته است: «تنها شرکت‌هایی در صحنه رقابت‌پذیری به‌ویژه در مقیاس جهانی پیروز می‌شوند که بتوانند دانش مناسب‌تری نسبت به رقبای خود در اختیار داشته باشند.»

با این وجود دانش خود به دو گروه تقسیم می‌شود. مایکل پولانی در سال 1966 گفت: « در حوزه دانش ما با دو گروه دانش صریح (Explicit Knowledge) و دانش ضمنی (Tacit Knowledge) روبرو هستیم. دانش صریح به‌راحتی قابل کپی کردن است، در حالی که دانش ضمنی این‌گونه نیست، به‌سختی می‌توان آن‌را با دیگران اشتراک‌ قرار داد و ریشه در بینش، تجربیات ارزش‌ها و حتی احساسات فرد دارد.» حال به آخرین پرسش این یادداشت می‌رسیم، چگونه می‌توان مدیریت دانش را در یک سازمان پیاده‌سازی کرد؟ اگر بخواهیم به‌طور فهرست‌وار به این پرسش پاسخ دهیم باید بگوییم، پیاده‌سازی یک برنامه مدیریت دانش به تعهد و حمایت مدیریت ارشد، آموزش مفاهیم مدیریت دانش در سطح سازمان، فراهم آوردن بستر فرهنگی مناسب، پیاده‌سازی زیرساخت سازمانی مناسب، پیاده‌سازی مراکز دانشی، اندازه‌ِگیری عملکرد دانش سازمان و در نهایت برنامه‌ریزی نیاز دارد. بدون شک با رعایت این فاکتورها و توجه بیش از پیش به پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان‌های خصوصی و دولتی قادر خواهیم بود مسیر پیشرفت را در سریع‌ترین زمان پشت سر نهیم.

پیشنهاد میشه بخونید : برای نمایش تمام مطالب مرتبط با عنوان «راهبرد مدیریت دانش، سرمایه‌های فکری را جذب می‌کند» اینجا کلیک کنید.

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت منتشر شده و صرفا در این سایت باز نشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جستجو های اخبار روز

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار