تبلیغات


تبلیغات

درج آگهی رایگان

داستان چقدر کارمان را دوست داریم , داستان خواندنی و کوتاه

تاریخ انتشار : دوشنبه 02 / 01 / 2017 مشاهده : 65 سایر خبرهای : داستان کوتاه RSS اشتراک گذاری:

یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود..

چقدر کارمان را دوست داریم!

داستان چقدر کارمان را دوست داریم , یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعریف کرده است که :

روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم. رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد. او با جدیت و حرارتی خاص مشغول تمیز کردن یک ماشین بود. بی اختیار ایستادم. مشاهده فردی که این چنین در حفظ و تمیزی ماشین خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود.

داستان چقدر کارمان را دوست داریم , داستان خواندنی و کوتاه

داستان چقدر کارمان را دوست داریم

مرد جوان پس از …. تمیز کردن ماشین و تنظیم آیینه های بغل، راهش را گرفت
و رفت چند متر آن طرفتر، در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاد. رفتار وی گیجم کرد.

به او نزدیک شدم و پرسیدم: «مگر آن ماشینی را که تمیز کردید متعلق به شما نبود؟»
نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت:
«من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشین از تولیدات آن است.
دلم نمی خواهد اتومبیلی را که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.»

عصرایران

داستان چقدر کارمان را دوست داریم , داستان خواندنی و کوتاه اخبار مرتبط :

پیشنهاد میشه بخونید : برای نمایش تمام مطالب مرتبط با عنوان «داستان چقدر کارمان را دوست داریم , داستان خواندنی و کوتاه» اینجا کلیک کنید.

شفاف سازی:
خبر فوق در سایت منتشر شده و صرفا در این سایت باز نشر شده است. چنانچه به خبر فوق اعتراض دارید برای حذف آن روی این قسمت کلیک کنید.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار